جمعه، مهر ۱۵، ۱۴۰۱

دادخواهی و یادبود قربانیان در ۸ اکتبر؛ چند نکته مهم

همانطور که ما برای فردا برنامه ریزی می کنیم و آماده می شویم، فقط از روی کنجکاوی و نگرانی، می خواهم دوباره بر روی چند چیز تأکید کنم. چیزهای ریز اما مهمی وجود دارد که باید به خاطر بسپاریم نه تنها اینکه در نظر گرفتن آنها ما را قوی تر می کند، بلکه پیام ما را قوی تر و رساتر می کند.

اکنون آشکار است که تعداد زیادی از عدالت خواهان از سایر جوامع دیاسپورا، به ویژه تاجیک ها، پشتون ها و دیگران و شاید آمریکایی ها نیز با ماحضور خواهند داشت.

تظاهرات ما (دیاسپورای هزاره) چه در پایتخت، چه در دی سی و چه در هر جای دنیا باشد یک نیت و یک پیام دارد: نسل کشی هزاره ها را متوقف کنید. هیچ پیام دیگری ندارد. برای اینکه پیام خود را به گوش دنیا و مردمش و آنانیکه مسئول سیاست گذاری اند برسانیم باید آنرا رسا و محکم بیان کنیم.

بیایید چند چیز را به خاطر بسپاریم و باید تکالیف ماهرانه را زودتر از موعد انجام دهیم و مطمئن شویم که فردا چیزی بدی اتفاق نمی افتد:

اول: ما نباید پرچم افغانستان را حمل کنیم (هیچ پرچمی، بیشتر در زیر توضیح داده خواهد شد). همانطور که قبلاً اشاره کردم پرچم ها شکلی انتزاعی از نمایندگی یک ملت هستند، به ناسیونالیسم دلالت دارند و به طور نمادین نشان دهنده یک نهاد سیاسی و دولت هستند. همه ما می دانیم که دولتی که پرچم سه رنگ قرمز، سبز و سیاه نماینده آن بودند، دولتمردانش فرار کرد و اجازه داد تروریست ها مسلط شوند. پرچم جمهوری متعلق به دوران گذشته است، اما حمل آن با هزینه هایی همراه خواهد بود. قبل از اینکه به هزینه اشاره کنم، اجازه دهید برخی از موارد بدیهی که پیش چشم خود دیدیم اشاره کنم. شورش 6 ژانویه در پایتخت آمریکا در واشنگتن دی سی را به یاد دارید؟ به یاد دارید در آن تظاهرات و بسیاری از راهپیمایی‌های دیگر، گروه‌های راست افراطی و سوپرمیست سفیدپوستان پرچم کنفدراسیون (با ستاره‌ها و میله‌ها) را حمل می‌کردند؟ این پرچم نشان دهنده برده داری است. کسانی که آن را حمل می کنند، می خواهند سیاهان دوباره برده شوند. در آن راهپیمایی ایرانیان نیز شرکت کردند. پرچم پهلوی (سه رنگ با شیری که شمشیر در دست دارد) حمل می کردند. پیام آنها این بود: ما متعلق به ایران معاصر نیستیم، ما خواهان بازگشت سلطنت هستیم. مهاجران ویتنامی همچنین پرچم جمهوری ویتنام را حمل می کردند، کشوری که قبل از اتحاد شمال و جنوب در سال 1975 وجود داشت. به یاد داشته باشید که هیچ یک از این کشورها یا دولت ها وجود نداشت، مگر در خاطرات و تصورات مهاجران. غم انگیزانه باید عرض کنم که افغانستان از این به بعد فقط در خاطرات و تخیلات ما مهاجرین و دیاسپورا خانه خواهد کرد. از آن فقط برای لحظه های ناستالوژی استفاده خواهیم کرد.

بنابراین، اگر فردا پرچم جمهوری را به دوش بکشیم، پیام ما گم خواهد شد و آرمان ما توسط آن نامردانی که فرار کردند و عمداً کشور را به دست تروریست ها دادند، ربوده خواهد شد. این باعث خوشحالی آنها خواهد شد زیرا آنها می توانند تفسیر کنند یا حتی ادعا کنند که افرادی که در خیابان های پایخت های جهان راهپیمایی می کنند طرفدار جمهوری هستند، آنها می خواهند جمهوریت برگردد، که ممکن است ایده بدی نباشد، اما این چیزی نیست که ما فردا و پس فردا ها به دنبال آن هستیم. ما دقیقاً چنین کاری را نباید بکنیم و باید هر کاری انجام دهیم که هیچ کس پرچم جمهوری را حمل نکند.

دوم: به چند دلیل نباید پرچم هزاره و یا هزارستان را حمل کنیم. اول اینکه هیچ اتفاق نظری وجود ندارد که آبی، سفید و زرد پرچم ما هستند. آن رنگ ها از نظر تاریخی برای ما چه معنایی دارند؟ چه کسی تصمیم گرفت که این پرچم ماست؟ در واقع به پرچم اوکراین که به رنگ آبی و زرد است بسیار نزدیک است. اگر فردا آن پرچم آبی-سفید-زرد را در هر کجای جهان غرب حمل کنید، مردم تصور می کنند که شما برای اوکراین راهپیمایی می کنید، شما ضد روس یا ضد جنگ هستید، زیرا هیچ کس به جز ما کلمه "هزارستان" را نشنیده است. مردم به کلمه کوچک "هزارستان" در وسط توجه نمی کنند، سه رنگ از یک مایل دورتر مشخص است که می توان تصور کرد اوه این باید پرچم اوکراین باشد. اتفاقا نه تنها نزدیک به پرچم اوکراین است، بلکه دقیقا کوپی اولین پرچم شرکت بدنام استعمار هلندی هند شرقی و همچنین پرچم شاهزاده هلند است. همچنین، دقیقاً پرچمی است که توسط کارائیت های کریمه، یک گروه قومی ترک در کریمه استفاده می شود. هر نابغه ای که چنین ایده ی پیش پا افتاده و فاقد تخیل را مطرح کرده، ما باید سر از امروز آن را متوقف کنیم! به خاطر خدا دیگه مسخره نکنیم خود مان را. بس کنید!!!

جدا از این، اگر پرچم "هزارستان" را حمل کنیم، پیام ما از بین خواهد رفت. سیاسی خواهد شد. ما برای استقلال خود به واشنگتن دی سی نمی رویم، ما به آنجا می رویم تا با برادران، خواهران و خودمان که عزیزان خود را از دست داده ایم ابراز همبستگی کنیم. ما به آنجا می رویم تا خشم خود را ابراز کنیم و از ایالات متحده، سازمان ملل و بقیه جهان  بخواهیم کاری انجام دهند تا نسل کشی هزاره ها در افغانستان متوقف شود. استفاده از پرچم اوکراین، هدف ما، نیت ما، پیام ما را منحرف می کند، مردم (می دانید چه کسی، همانهای که به هر بهانه می خواهند ما نابود کنند) آن را به گونه ای متفاوت تفسیر خواهند کرد. ما باید آنقدر خردمند باشیم که انحراف ها را از بین ببریم.

سوم: من فرض می کنم فردا تعداد زیادی تاجیک و پشتون برای همبستگی با ما حضور خواهند داشت. ما از آنها استقبال می کنیم و نیاز داریم که آنها با ما بپیوندند، درد و رنج ما را درک کنند، اما لطفاً، باید به یاد داشته باشیم که اصلا نیازی به آنها نداریم، خصوصا که آنها روی سکو بیایند و میکروفون را برای طرفداری و ترویج برنامه های خود شان به دست گیرند. ما به خاطر درد و خواست های مان به دنبال کریدیت یا اعتبار آنها نیستیم. ما می خواهیم آنها در کنار ما باشند مثل آدم های دیگر.

چهارم: ما باید مراقب باشیم که چه کسانی از این کمیونیتی های دیاسپورا برای سخنرانی دعوت می شوند. مطمئن شوید که آنها برنامه های خود را تبلیغ نمی کنند. اگر کسی را دعوت کردید، همراهی کنید و دو نفر کنارش مدام بایستد. به محض اینکه شروع به مزخرف گویی کرد میکروفون باید از آنها گرفته شود. این راهپیمایی و بسیاری از راهپیمایی های همزمان دیگر برای این مسایل نیست، اگر به آنها اجازه دهید در مورد "جبهه مقاوت ملی" صحبت کنند، پیام ما گم می شود. آنها ممکن است در مورد دارایی های مسدود شده صحبت کنند که باید آزاد شوند، افرادی هستند که ممکن است به دنبال چنین فرصتی برای طرح این مسائل باشند. شما هرگز به اهداف آنها پی نخواهید برد.

پنجم: این دادخواهی در مورد آموزش دختران هم نیست، اگرچه ما باید برای آن بجنگیم ولی ما نباید فردا از اصل مسیله دور شویم. تردید و مخالفت شما را می‌دانم، اما معتقدم اگر به آن موضوعات دست بزنید، هدف و پیام اصلی ما از بین می‌رود و ناخواسته ربوده می‌شود. ژورنالیست ها و خبرنگارانی که در آنجا حضور خواهند داشت، به ویژه به دنبال این سرنخ ها خواهند بود. آنها می خواهند بدانند چه چیز دیگری در حال رخ دادن است، مردم چه چیزهای دیگری را مطالبه می کنند. هیچ‌ موضوعی را نباید به اجندای اصلی «دادخواهی برای جلوگیری از نسل‌کشی مردم هزاره» اضافه کنیم.  همچنین مطمئن شویم که خبرنگاران با ما هزاره ها، با کسانی که عزیزان خود را از دست داده اند، مصاحبه  می کنند. ما باید هوشیار باشیم و نگذاریم دادخواهی ما به انحراف کشیده شود.

ششم: پیشنهاد من این است که به جای پرچم یک بنر بسیار بزرگ با کلمه "افغانستان" به رنگ سیاه چاپ کنیم، رنگ سرخ مثل قطره های خون از آن بچکد و زیر آن جمله "نسل کشی هزاره ها را متوقف کنید" یا "هزاره در حال خونریزی است" به رنگ قرمز چاپ شود.

نتیجه گیری: مسئله ای هزاره ها، مسئله همه ای ماست، پشتون، تاجیک و ازبیک ندارد. رنج و تبعیض درد ما مشترک است. به همین دلیل است که می‌بینیم امروز دیگران گلوی هزاره شده‌اند و ستم او را فریاد می‌کنند.
 فردا تظاهرات مان را در تمام شهرهای جهان باید بدون پرچم جمهوری، بدون پرچم جبهه مقاومت ملی، بدون پرچم هزارستان برگزار کنیم. به کسی نیاز نداریم که بخواهند به ما اعتبار ببخشند. دلیل: بیایید خواست مدنی و انسانی مان راسیاسی نکنیم. همین.

پانویس: برای کسانی از شما که کنجکاو هستند در مورد پرچم هایی که در مورد آنها ذکر کردم، این پیوندها را بررسی کنید. پرچم هزارستان از اینها کوپی شده است:

اولین پرچم شرکت هلندی هند شرقی

پرچم اوکراین

پرچم شاهزاده

پرچم کارایت های کریمه و یا همان کریم کار ایلار

2 comments:

ناشناس گفت...

موفق باشی دوست من

ناشناس گفت...

حرف های خیلی خوبی ولی بعید است از همچون صاحب نظران مثل شما که بعضی نکات را عقدمانه و بدون تفکر عقلی و انسانی نوشته اید در نکات همچون نیازی نیست و نیازی است، فلان قوم و فلان … حتا به طرز فکر تان در تضاد هستید.
بهتر شاید این بود که ملائم تر و مؤدبانه تر از این می نوشتید، درک میکنم شاید خیلی از درد پر سوز دل و آن درد یتیم که پدر و مادر از دست داد در دهمزنگ، آن پسر و دختری که آرزوی فردای بهتر داشت در مکتب معرفت کابل، آن جوان و پیر که غرق شور و شعور حسینی در مراد خانی کابل نا حق و بی خبر به انتحار مفسدین و ملحدین قرن شهید شد.
از جمله این حادثه دردناک که جهان اهل علم و انسانیت را تن به لرزه درآورد و قربانی سیاست های منطقه و جهان شد بنام این و آن…
درست است که هر ایستادگی و مبارزه، حق طلبی و دادخواهی از قوانین خاصی برخوردار است و تحت عناوین مختلف زیر طرح خاص ماقبل آغاز و پایان پیدا می‌کند. هر کی (من ام) یا “منم” گفته مفطر و مستاصل شده این درس روزگار و دورگردون است.
پس بقول حمید مصدق …
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟

امید که از حرف های بنده متأثر نشده و بقول شاعر تابنده «پادشا بینا» “گر من و تو ما شویم این زندگی معنی شود” نه اینکه درد خود را خود درمان کرد.
اگر طبیب هم باشی درمان خود را نزد حکیمی دیگری انجام میدهی.
با احترام/ب.ب

ارسال یک نظر

contact

نام

ایمیل *

پیام *