هر پایانی را آغازی دوباره است

هر آغازی پایانی دارد و هر پایانی زایش آغازی دوباره است. وبلاگ قبلی من عمرش به آخر رسید و رفت. من خیلی در موردش فکر نمی کنم. جز یک دو موردی که آنهم به دلایلی گفتنش ضروری نیست. من وبلاگ نویسی را از سال 2004 شروع کردم، البته تا قبل از آن فقط خواننده وبلاگ ها بودم. آن زمان که من وبلاگ نویس شدم، وبلاگ نویس کم بود. خیلی از وبلاگ های خوبی که در بدو تأسیس شده بودند برای مدت کوتاهِ فعال بودند و متاسفانه زود خاموش شدند.

 با وبلاگ یادداشت هایی از کابل من بزرگ شدم، رشد کردم، گاهی خوشنام شدم و گاهی هم بدنام شدم. مهم نیست، هر آنچه بود، گذشت. اما چیزی که مرا گاهگاهی عذاب می دهد پی بردن و یادآوری خطاهایي هست که من آگاهانه و ناآگانه انجام دادم. شاید هر کسی در موقعیت من می بود، از گزند ناملایمات و حوادثي که من تحت تاثیرش رفتم مصئون نمی ماند. از آن روزها خیلی گذشت ولی خاطره ها همیشه زنده می مانند، حداقل برای من اینطوری است. من ده سال وبلاگ نویسی کردم، البته چهار سال اخیر را اندکی پراکنده بوده ام. دلیل عمده اش درس های دانشگاهی بود که بعد هم مشاغل جانبی ایکه فرصت فکر کردن و نوشتن را از من گرفت.

اکنون که فیسبوک فراگیر شده و وبلاگها تعطیل و نویسندگان آنها به فیسبوک نویسی روی آوردند، شاید این کار من برای خیلی ها شبیه شنا كردن در جریان مخالف آب بماند.من هنوز به قدرت وبلاگ باور دارم و وبلاگ را جایی برای تبادل افکار و نشر ایده ها می پندارم. شاید بگویید فيسبوک جایی بهتری است. شاید برای بعضی ها وسیله ی خوبی برای برقراری ارتباط (که طیبعتا برای همین منظور درست شده است)، آشنایی و پخش و نشر عکس و اخبار کوتاه باشد، اما مطمئنا جایی برای نوشتن و فکر کردن نیست. من فيسبوک را گذاشتم فقط برای اینکه با دوستانم در تماس باشم و شاید گهگاهی لینکی و یا گزیده ای چیزی را نشر کنم اما وبلاگ را هرگز با فیسبوک عوض نمی کنم.

در این وبلاگ قصد دارم هر وقت دلم خواست چیزی بنویسم. عطش بلندپروازی به من دست داده و من نمی خواهم آن را به این آسانی از دست بدهم. وبلاگ "فصل نو" میدانی برای یافتن جرعه های بدیع و گوارای خواهد بود برای عطشم. این فصل را با ایده های نو بروز خواهم کرد. اگر فرصت کردید به من سربزنید و نظرات تان را با من شریک سازید.

contact

نام

ایمیل *

پیام *