علل ریشه ای حملات طالبان بر یک مدرسه در پیشاور

حادثه ای که دیروز در پیشاور رخداد دردناک است. هیچ توجیهی برای چنین حمله وحشیانه به مدرسه ای که در آن بیش از 140 تن – اکثرا کودکان - کشته شدند وجود ندارد. اما بیایید این قضیه و قضایای مرتبط به این گونه حملات را یکسویه ننگریم. از دیروز تا حال من به مطبوعات غرب سر زدم تا یک تحلیل پرجانبه و بی طرفانه بخوانم اما دریغ از یک تحلیل همه جانبه در این باره. سوال اینجاست که چرا تنها با قربانیان این حادثه همدردی کنیم؟ سوال بعدی این است که دلیل ریشه ای این نوع حملات توسط طالبان بر افراد بیگناه چیست؟ برای اینکه به این پرسش ها پاسخ پیدا کنیم به پیام سخنگوی طالبان پاکستان در قبال این حمله توجه کنیم که گفت:"ارتش دست به اذیت و آزار خانواده های مان زده اند و ما با این حمله خواستیم به ارتش پاکستان بفهمانیم که از دست دادن عزیزان شان چقدر دردناک است."

ساق پای برهنه و پریشان گویی ها

امروز به این خبر بی بی سی برخوردم در مورد دختر جوانی که با ساق پای برهنه در سرک ها راه می رود. حقیقت این است که نمی شود از این عکس چیزی گرفت مگر اینکه مثل هزاران نفر دیگر حدث و گمان برهانیم. حدث و گمان زدن طبیعی است اما این حدث و گمان ما را به ده ها پرسش و پاسخ های ناگفته نه تنها نزدیک نمی کنند بلکه گمراه می کنند. 

شاید روزی این خانم معمایی را که بسیاری ها را گیچ کرده است بیاید و بگشاید و شاید هم این کار را نکند. اما بهتر است آن عده از کسانی که قضاوت می کنند اندکی تامل و ترحم در مورد این مسئله به خرج بدهند. خیلی زود و خیلی هم ساده لوحانه خواهد بود که چنین عملی را تقابل سنت و مدرنیته بنامیم. این موارد چندان ربطی به آنچه خیلی ها تصور می کنند ندارد. آن جامعه فلک زده مسیر طولانی را باید تجربه کند تا به آن مرحله ای از تقابل سنت و مدرنیزم برسد.

برهان و اغراق گویی

پست قبلی ام در مورد این بود که چرا نیاز به منطق داریم. از روی اتفاق امروز به مصاحبه اشرف غنی با لیس دوسیت خبرنگاری بخش جهانی بی بی سی برخوردم. در یک قسمتی از مصاحبه، اشرف غنی به لیس دوسیت می گوید "حرف دهانت را بفهم!" آقای غنی این جمله را زمانی می گوید که خانم دوسیت مکررا برای ادعایش می خواهد دلیل بیاورد که افغانستان نیاز به حمایت نیروهای خارجی دارد و برای این کار او دست به دامان اغراق می زند. او می گوید افغانستان آنقدر وضعیتش الان خراب است که پاسگاه های ارتش مورد تخت و تاز طالبان قرار گرفته اند و روزانه در کابل بم منفجر می شود. 

این یکی از نمونه های بارز اغراق گویی است که می توان در مطبوعات دید. اشرف غنی با منطق زبان آشناست و بلافاصله از خانم دوسیت خواست جلوي زبانش را بگیرد. من از این عمل اشرف غنی خوشم آمد. علی رغم اینکه اشرف غنی تا حدی موضوع را ماست مالی کرد، در استدلالش موفق بود.

چرا نیاز به منطق داریم؟

چرا به آن دست از گزارش ها که بنیاد استدلالی شان را آمار تشکیل می دهند بدبین بود؟
اخبار که این روزها در وب سایت های خبری و یا مجلات بنشر می رسند، متاسفانه پراند از این نوع اغلاط. نخست، اینکه یک موضوع ساده را به یک قضیه تعمیم می دهند و در ثانی استدلال شان بر آمار و ارقام استوار می کنند. این نوع اخبار شاید دلیلِ برای اثبات چیزی نداشته باشند جزء اطلاع رسانی اما همان اطلاع رسانی هم ناقص هست و ممکن است تاثیر بدی بر اذهان عامه بگذارد - البته اگر کسی در بند این باشد که زنان چه فکر می کنند.

چرا ایجاد مرکز اسلامی 'ملک عبدالله' در کابل پراهمیت است؟

اخیرا خبرهای در باره اینکه دولت آل سعود برای ایجاد یک مرکز اسلامی در کابل چک سفید امضاء کرده است در صفحات وب منتشر شد. این مرکز قرار است در تپه "مرنجان" در زمینی به مساحت 119 هزار متر مربع ساخته شود که ظاهرا با خوابگاهی با 5000 هزار نفر ظرفیت و 15000 هزار نفر نمازگزار در نوع خود کم نظیر خواهد بود. افغانها، خصوصا آنانیکه در سایت های اجتماعی حضور دارند عکس العمل های آمیخته با قهر - برخی هم هرچند اندک - و خوشی استقبال کردند. گذشته از نگرانی ها، از اقدام دولت عربستان باید استقبال کرد.

با نگاهی گذرا، من به این نتیجه رسیدم که اکثر آنانیکه علیه قرارداد ساخت مرکزی اسلامی "ملک عبدالله" برخروشینده اند هزاره ها هستند و در میان آنان هم عده ای هستند که یا غیرهزاره اند اما شیعه و یا غیرهزاره اند دموکرات.

تلخی ای تعصب و ناشکیبایی

در این اواخر سر و صداهای زیادی بلند شده است نسبت به برداشتن نام فیض محمد کاتب هزاره از جاده پول سوخته - دارالامان. این کار ظاهرا توسط شهرداری کابل صورت گرفته است و ممکن است کسانی دیگر هم در این قضیه دخیل باشند. برای شهرداری کابل و کسانی دیگر، شاید این قضیه خیلی سطحی بنظر رسیده باشد. در ذهن آنها شاید تنها قضیه تغییر نام مطرح بوده است و گویا این مسئله آنقدر دردسرساز هم نیست. علاوه بر این، شاید آنان فکر کردند که دولت حق دارد هر کاری بکند. چیزی که آنها تصورش را نمی کردند، عکس العمل هزاره ها در برابر تصمیم شهرداری و عملکرد آن بود.

contact

نام

ایمیل *

پیام *