در زبان آلمانی اصطلاح schadenfreude که ترجمه مستقیم آن در فارسی می شود خوشحالی از بدبختی دیگران یا لذت بردن از بدبیاری دیگران. معمولا به وضعیت به کار می برند که در بعضی مواقع آدم ها از بدبختی، بیچارگی و فلاکت باری دیگران (معمولا دشمن شان) خوشحال می شوند.
برخی ها حالا فکر می کنند شاید بعضی هزاره ها از حمله تالبان بر مدرسه خاتم النبیین و نهایت بسته شدن خوشحالند. شاید اندک کسانی باشند که احساسات خام شان را نسبت به این حادثه نشان بدهند اما من تا هنوز نشنیده ام و ندیده ام کسی از حملات تالبان بر مدرسه خاتم النبیین خوشحال باشند.
چند چیز را ما باید باهم قاتی نکنیم. اینکه مدرسه خاتم النبیین در بعضی مقاطع تاریخ ضد هزاره ها جبهه گیری کرده است انکار ناپذیر است. اینکه از همین مدرسه علیه مکتب معرفت حمله صورت گرفت انکار ناپذیر است. اینکه از مدرسه خاتم النبیین تهمت های شبیه فلان مکتب و فلان طبقه و فلان منطقه از هزاره ها برای تبلیغ و ترویج مسیحیت راه انداختن انکار ناپذیر است.
چیزی که انکار ناپذیر نیست خشونت تالبان است که بین خاتم النبیین، سادات و شیعیان قندهاری و هزاره ها فرق قائل نیستند.
حمله بر مدرسه خاتم النبیین در قالب همین ستم کلی و ژنوساید هزاره اتفاق میفتند. سلب مالکیت، جابجایی اجباری، و سرانجام قتل و کشتار هزاره ها. تالبان و در کل گروه از پشتون های که حالا برای تالبان تیوری های استبدادی قومی را طراحی می کنند به این فکر نمی کنند که یک عده آدم های بنام سادات و شیعیه در میان هزاره هاست که باید به آنها رحم کنیم. استبداد قومی تالبان جمعی است. انفکاک وجود ندارد. آنها هرچیزی را که در دایره قومی هزاره ها ببینید آنرا نسبت به کلیت هزاره و هزاره بودن می دهند و برای خود شان تهدید می پندارند.


