جمعه، تیر ۰۳، ۱۴۰۱

تصویری از دورِ دور

 نگاه کن

می بینی این شب های درازی که پایان ناپذیرند؟

می بینی صداهای پرندگانی که کم کم ناپدید می شوند؟

ببین سپیده دمی را که تار می شود!

و اینجا، بیرون از باغچه خالی

دروازه ای است 

ایستاده در مقابل جنلگزار خاموش

آستانه ای در آنجاست که خاموشانه منتظر است

از خودم می پرسم:

منتظر چه کسی؟

مکث می کنم

صدای خاموشی طنین انداز است

دو باره مکث می کنم

از دور دست ها صدای شکوه مندی طنین انداز است

صدای دوران کودکی خودم

در جنگلزارها هم قد ساقه های بید

در جست و خیزم!

شنبه، خرداد ۲۸، ۱۴۰۱

رو به نیهیلیسم

چند روز پیش، احساس عجیبی به من دست داد. آن اینکه بعد از یک مدتی حس می کنم دیگر آن سنسیبلیتیز (sensibilities) که سالها در من مصرانه زنده بود در حال کاستن است. من دیگر در برابر کشتار آدم های بیگناه نمی لرزم و حتی فکر هم نمی کنم. فکر میکنم این چیزی است که روزانه اتفاق میفتد، هر جایی باشی، شاید داستان همین باشد. دارم فکر میکنم اگر آدم ها یک دیگر را نکشند، شاید این خشک سالی و قحطی همه را نابود کنند. به تغییرات اقلیمی نگاه کنید. به تاثیرات جنگ اوکراین بر اقتصاد و مواد غذایی نگاه کنید. به تکثیر تسلیحات و به تهدیدهای اتمی که فعلا دست کم گرفته می شود  نگاه کنید. همه ما با مرگ معدوم روبرو هستیم.

چهارشنبه، خرداد ۲۵، ۱۴۰۱

روایت فانتزی گونه

فانتزی ابزار قدرتمندی است. زیاد جزییات و شواهد تاریخی نمی خواهد. اگر کسی بتواند در ذهن خود فانتزی باب روز تولید کند موفق است و ای بسا که خوب هم است. در سالهای اخیر، بعضی از هنرمندان زنان افغانستانی از این ژانر استفاده کردند. یکی از آنها ام البنین ارزگانی است مشهور به رادا اکبر. او یک نمایشگاه از پیراهن های باب روز یا عصری (تقریبا ناپوشا) بر قامت زنان مرده و زنده افغان دوخت و آن ها را به نمایش گذاشت. هدف او مشخص بود. می خواست تصویر دیگری از زنان افغان که تحت ستم بوده اند اما ایستادگی کرده اند به نمایش بگذارد. مهم نیست که حالا همه آنها ابرزن بودند یا نبودند مهم این است که روایت ابرزنان ایجاد شود.

عکاسی فاطمه حسینی هم یک کار فوق العاده هنری است. قرار هم نیست همه چیز آنچه هست منحیث حقیقت برهنه ارایه شود. زندگی ما پر است از حقایق برهنه ولی وقتی بتوانیم آنرا به شیوه که دل مان بخواهد ارایه کنیم، چرا نکنیم. این همه خلایق رفته اند از زنان افغان تصویر و روایت ارايه کردند تا وضعیت زنان افغانستان قابل درک شود، حالا با کار یک عکاس و هنرمند فکر نمی کنم چیزی تغییر کند. نقدهای که بر کارهای او کردند هم تا حدی منصفانه و بجا است. خوب نقد نقد است هرچند غیرمنصفانه به نظر برسد. 

دوشنبه، خرداد ۲۳، ۱۴۰۱

فرد و اجتماع

این کتیگوری فرد و اجتماع ظاهرا یکی از آن مقوله های تاریخی است که در هر زمینه و هر بابی بحثش مطرح شده است. چند روز پیش مقاله ای خواندم در همین باب. نتیجه گیری اش این بود که انسان عصر حاضر دارد تنها می شود و این پایان نابودی تدریجی اوست. بعد من از قسمت مأخذ رفتم سراغ یکی از مقاله های دیگر. مقاله در مورد رشد و نموی مغز بود و سرانجام کوچک شدن آن. یافته های مقاله بر اساس یک سری کارهای تجربی روی حافظه کسانی بودند که به انزوا می رفتند. حافظه ای کسانی که رابطه ای محدودی با انسان های دیگر داشتند به مرور زمان کوچکتر شده بود برعکس کسانی که رابطه محکم با خانواده و اطرافیان شان داشتند. خلاصه کلام اینکه تنها نباشیم، ما انسان ها حیوان های اجتماعی هستیم. تنها پرایمتی (primate) هستیم که بقای مان بسته به اجتماع و افراد اطراف ماست.

سه‌شنبه، خرداد ۰۳، ۱۴۰۱

نگرانی اصلی چیست؟

من شخصا کمتر نگران پوشیدن صورت زنان و حتی وضع کردن محدودیت های دیگر بر آنها هستم. آنچه که ما باید نگران آن باشیم و عمیقا به آن بیانشیم کشتار بی رحمانه هزاره هاست که حالا به یک اتفاق روزانه تبدیل شده است. هزاره ها تنها قربانی قتل های هدفهمند نیستند بلکه حالا با تهدیدهای بیشتری مواجه هستند. این روزها کوچی ها با مواشی شان به کشتزارهای آنها هجوم برده اند، رمه های شان علفزارها را می چرند، درخت ها را قلع و قمع می کنند، مردم را می کشند و زور می گویند، و ده ها بی رحمی دیگر. وقتی خزان فرا برسد، مردم هزاره چیزی برای حاصل برداشتن از کشتزارهای شان را ندارند. آنها با قحطی جدی مواجه اند. این مایه نگرانی است نه صورت زنانی که در تلویزیون و در خیابان ها ظاهر می شوند. حقیقت این است که اگر اسلام واقعی را در نظر بگیریم، همینی است که طالبان، داعش و بقیه گروه های اسلام گرا خواهان آنند.

دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۴۰۱

ابهامات کارشناسان غربی نسبت به قضیه اوکراین

اسلاوی ژیژک امروز مقاله ای در گاردین بخش آمریکا نشر کرده و در آن به سردرگمی و نبود دیدگاه روشن بین کارشناسان کشورهای غربی نسبت به قضیه اوکراین اشاره کرده است. و مهمتر اینکه کارشناسان ( به شمول رهبران) غربی خود شان را غرق در این ایده ساخته اند که "در ذهن پوتین می چه گذرد، آیا او بیمار است یا دیوانه می شود، آیا اطرافیان او حقیقت را به او می گویند." ژیژک درست می گوید اما مشکل رهبران غربی به این ختم نمی شود. حقایق عریان دیگری است که این روزها بر افکار نه تنها کارشناسان بلکه رهبرانی که به خواست های آمریکا علیه روسیه سرخم کردند سایه افکنده است. نیولیبرال ها که حالا جنگ اوکراین را حمایت می کند و گویا می خواهند روسیه را شکست بدهند با مشکلات جدی تری مواجه اند که دو ماه پیش انتظار آن را نداشتند. فعلا اروپا دچار بحران اقتصادی جدی است و همینطور بقیه کشورها. هر روزی برجنگ روسیه در اوکراین افزوده می شود، بحران اقتصادی عمیق تر می شود و ترس بیشتر بر رهبرانی عضوی ناتو افزوده می شود. چه آنها تازه به این حقیقت پی برده اند که این جنگ به این زودی ها پایان نخواهد یافت. بسته ششم تحریم های اتحادیه اروپا که قرار بود سه هفته پیش به اجرا درآید به بنبست رسید. تقریبا چندین هفته است که از تحریم های تازه خبری نیست و تازه بعضی ها در درون اتحادیه اروپا مسیله آزادسازی بعضی تحریم های علیه روسیه را بحث می کنند تا جلو تورم بیشتر را بگیرند. در دراز مدت، این به این معنی است که پوتین برنده جنگ خواهد بود و در این میان تنها بازنده اصلی مردم اوکراین خواهند بود که هر روز کشته می دهند تا جاه طلبی های آمریکا و ناتو را عملی سازند.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۴۰۱

پایان یک امید برای بازگشت

دیروز نشسته بودیم روی تخته سنگی در محوطه دانشگاه. گفت آرزو می کنم روزی برگردم وطن. بعد از کمی سکوت، سرش را بلند کرد، شاید نگاهش در دور دست ها بخیه خورده بود. آنجا که تصوراتش در پرواز بود. دو سه تا ریگ ریزی را از زمین برداشت و در کف دستانش گذاشت. مشتش را محکم فشرد، مثل اینکه می خواست جلوی بغضش را بگیرد. گفت ممکن است سال آینده افغانستان باشم.  بعد از کمی سکوت، من گفتم، دیگر امیدی برای بازگشت نیست. همان روزنه ای کوچکی که در دور دست ها برای من و تو و خیلی های دیگر باز بود، برای مدت نامعلومی بسته شده است. وقتی این را برایش گفتم، اشک در چشمان سیاهش حلقه زد. صورتش را میان کف دستانش پنهان کرد. شروع کرد به زار زار گریستن. من هم با او همراه شدم.

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۴۰۱

نسل کشی تاجیک

بعضی ها برای اعتراض علیه کشتار بیرحمانه ‌ای مردم تاجیک در پنجشیر و اندراب توسط طالبان هشتگ StopTajikGenocide# را راه اندازی کرده اند . من هیچ مشکل با این هشتک ندارم اما فکر می کنم استفاده از این هشتک شاید دقیق نباشد، چون طالبان قطعا تاجیک ها را به دلیل مذهب و هویت اتنیکی نمی کشند. کسانی که در این شب و روزها کشته می شود دلایل سیاسی دارد. حالا اینکه آن را تحت چه هشتگی درآورد نمیدانم ولی قطعا نسل کشی نیست. برعکس هزاره ها که در مساجد، شفاخانه ها، مدرسه ها، خیابان، و هرجا که ممکن باشد بصورت سیستماتیک مورد حمله قرار می گیرند. حملات سیستماتیک علیه هزاره بیشتر به دلایل هویتی، نژادی، فرهنگی، مذهبی و خیلی چیزهای دیگر است. خوب است که صداهای اعتراض رسا و قوی باشد اما نه گزاف. این بخش از اعتراض را باید همیشه در نظر بگیریم ورنه شاید دیگران صدای مان را درست نشنوند و اگر بشنوند جدی نگیرند.

دوشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۴۰۱

ویکی پدیا

آخر هفته یک مقاله نوشتم برای ویکیپدیا. 28 تا مرجع دادم. پذیرفته نشد. دلیلش را آورده بودند که موضوعی را که من در مقاله بحث می کنم در جایی دیگر قبلا ذکر شده و مقاله من باید زیر آن مجموعه برود. من دوباره به مدیر نوشتم که نه خیر. اصلا قرار دادن این مقاله در زیر آن مجموعه و آنچه قبلا در آنجا بحث شده اشتباه است. این موضوع نمی تواند زیر مجموعه باشد بلکه باید اصل موضوع تبدیل شود چون در زیر مجموعه قرار گرفتن آن بی معنی است. ببینم چه خواهد شد.

یکشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۴۰۱

گل پی بنفش

امروز گل پی  بنفش پختم. یک مزرعه جاپانی است در این نزدیکی ها که گاهی ازش سر می زنم. اخیرا میرم در بازار دهقان ها، روزهای شنبه البته. یاد گرفتم آخر وقت برم، آن زمانی که قیمت ها پاین میره چون دهقان ها می خواهند جمع کنن و برن. نصف قیمت میگیرم.


چهارشنبه، فروردین ۳۱، ۱۴۰۱

لودگی گستاخانه

 یک لوده بنام ادرس رحمانی آمده در فسبوک نوشته که هزاره کیست! او آمده هزاره ها را معرفی می کند و اینکه چطور شیعه شدند. وقتی وقعی برای یک آدم بی سواد و لوده دادید او گستاخ می شود، گستاخ بی ادب! 

شنبه، فروردین ۲۷، ۱۴۰۱

اشکال در تعریف مهاجرت

امروز از سر همدردی خواستم  با یک مهاجر اوکرانی نگرانی ها و دشواری ها و لذت های مهاجرت و مهاجر بودن را در میان بگذارم. ناگاه متوجه شدم، من، مهاجر افغانستانی، با چندین لایهء زمخت تروپ و کلیشه ها کاملا با یک مهاجر چشم آبی، بلوند و سفید و مهمتر از همه مسیحی زمین تا آسمان فرق دارم. اینجا بود که من متوجه شدم کلمه مهاجر شاید ما را نتواند درست تعریف کند. آنکه می گوید مهاجر داریم تا مهاجر، به این امر منسوب است.

contact

نام

ایمیل *

پیام *