‏نمایش پست‌ها با برچسب پابلو نرودا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پابلو نرودا. نمایش همه پست‌ها

۱ اسفند ۱۴۰۴

دشمنان: شعری از پابلو نرودا

اینجا تفنگ‌ هایشان را پر از باروت آوردند
و فرمان نابودی بیرحمانه دادند،
اینجا، مردمی را یافتند که آواز می‌خواندند، مردمی که
با نیاز و عشق دوباره متحد شده بودند،

و دخترک لاغر با پرچمش بر زمین افتاد،
و پسری که زمانی لبخند می‌ زد، زخمی به پهلو غلتید
و شهر مات‌ زده تماشا کرد که مردگان
با خشم و درد فرود می‌آیند.

سپس، آن‌ جا
آن‌ جا که مردگان، به قتل‌ رسیده، بر زمین افتادند،
پرچم‌ هایشان را فرود آوردند و به خون آغشته کردند
تا بار دیگر در برابر قاتلانشان برافرازندشان.

برای این مردگان ما، مجازات می‌خواهم.
برای آن‌ ها که در کشور ما خون ریختند،
مجازات می‌خواهم.
برای جلادی که مرگ را به سویمان گسیل داشت،
مجازات می‌خواهم.
برای آن‌ ها که از کشتار ما بهره‌ مند شدند،
مجازات می‌خواهم.
برای او که فرمانی داد که عذاب ما را رقم زد،
مجازات می‌خواهم.
برای آن‌ ها که از این جنایت دفاع کردند،
مجازات می‌خواهم.

نمی‌خواهم دست‌ هایشان را - آغشته به خون خودمان -
به سوی ما دراز کنند: می‌ خواهم مجازات شوند.
نمی‌ خواهمشان به عنوان سفیر،
یا آسوده در خانه‌ هایشان زندگی کنند:
می‌ خواهم محاکمه‌ شان را ببینم
در همین میدان، در همین مکان.

مجازات می‌خواهم.

نوت: این ترجمه از من نیست. از انترنت گرفتم

contact

نام

ایمیل *

پیام *