‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۶ خرداد ۱۴۰۵

مسحور دروغ های امپریالیسم

مصاحبه صادق زیبا کلام با کانال 4 انگلیس دیدم. اول فکر کردم این مصاحبه بیرون از ایران اجراء شده است. بعد متوجه شدم، نه، در تهران ثبت شده است.

سالها قبل یک یا دو مقاله از او خوانده بودم. امروز به عقل و درایتش و دانشش شک کردم. استدلال مسایل سیاسی و جواب های که به سوالات آن ژورنالیست داد، مایوس کننده بود. شاید آدم های عادی در خیابان های تهران بهتر از او بداند. تصویری که او از ایران ارایه می کند چندان فرق زیادی با دیدگاه های طرفداران پهلوی ندارد.

یکی باشد طرح آمریکا و اسراییل را جلوش بگذارد که می خواستند ایران را تکه تکه کنند. بعد ازش بپرسند بفرمایید، چه می خواهید بگید.

برای ایرانی ها اگر سرنگونی حکومت منتخب مردمی محمد مصدق در سال 1953 توسط آمریکا و انگلیس خیلی دور و فراموش شده بنظر می رسد به تجربه و تاریخ کشور همسایه اش عراق نگاه کند. در سال 2003، بعد از تجاوز به خاک عراق، آمریکا تصمیم گرفت تمام درآمدهای نفتی عراق به خزانه بانک فدرال در نیویورک منتقل شود. از آن روز تا امروز، تمام درآمدها، تقریبا 90 درصد درآمد ملی که کلا از طریق نفت به دست می آید، به بانک فدرال ریزیرف در نیویورک واریز می شود. عراق برای اینکه به خزانه ملی اش دسترسی پیدا بکند باید پروژه بنویسد و از خزانه ملی آمریکا رسما تقاضای پول بکند. باز هم این آمریکاست که تصمیم می گیرد چقدر پول به حساب دولت عراق بریزد.

متاسفم برای کسانی که مجذوب و مسحور دروغ های امپریالیسم از قبیل دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و غیره شده اند. 

اگر آن ابزارهای بازدارنده نمی بود الان ایران در کام آمریکا و رژیم صهیونیستی فرو رفته بود و تکه تکه شده بود و ذخایر طبیعی اش توسط کامپانی ها آمریکایی مصادره شده بود. دقیقا همان کاری را که با عراق کردند.

۲۰ فروردین ۱۴۰۵

آیا ترامپ مسلح کردن معترضان خیابانی در ایران توسط آمریکا را تائید کرد؟

دقیقا تعداد کشته های معترضین خیابانی ماه جنوری سال 2026 در ایران مشخص نیست ولی تخمین می شود بین سه هزار تا هفت هزار نفر کشته شده باشند - شاید هم بیشتر. چیزی که این اعتراض را لکه دار می کند فاش کردن این حقیقتی است که در میان آن تظاهرچیان اجنت های مسلح رژیم صهیونیست و آمریکا بودند که بر نیروهای دولتی و اماکن عمومی آتش گشوند.

چند روز پیش ریس جمهوری آمریکا این مسیله را در یک مصاحبه بصورت علنی فاش کرد. در تاریخ 5 اپریل صبح روز یکشنبه، تری ینگست (Trey Yings) در کانال فاکس نیوز گزارش داد: "رئیس جمهور ترامپ می گوید که ایالات متحده برای معترضان ایرانی اسلحه فرستاده است."

او به من گفت "ما برای آنها اسلحه زیادی فرستادیم. ما آنها را برای کردها فرستادیم." و رئیس جمهور می‌گوید که فکر می‌کند کردها آنها را نگه داشته‌ اند. او در ادامه گفت: "ما برای معترضان اسلحه فرستادیم، تعداد زیادی از آنها."

خوب، وقتی از کشتار خیابانی صحبت می شود از کسانی با اسلحه های آمریکایی در میان معترضین رخنه کردند و دست به خشونت زدند هم باید صحبت شود. آنگاه پیچیدگی موضوع و عمق کشتار بی رحمانه معترضین توسط نیروهای دولتی بیشتر عیان می شود.

۱۸ فروردین ۱۴۰۵

لوده صهیونیست و طرفداری ویرانگری

این خایه مال صهیونیست را ببینید! کشور و مردمش دارد زیر آوار بامباران رژیم اسراییل و آمریکا نابود می شود، این کودن یخن کی را می گیرد!! 


۱۳ فروردین ۱۴۰۵

ریتوریک برگردان به "عصر حجر"

تهدید و ریتوریک ترامپ به بمباران و برگرداندن ایران به "عصر حجر" برخواسته از ذهن استعماری و امپریالیستی است. این جای شک نیست که ترامپ خود ساخته و پرداخته و ذهن استعماری است. او دنیا را از همین نگاه می بینید، بررسی می کند -- البته شک دارم چنین توان فکری در او باشد. اما چیزی که بسیار بسیار گیچ کننده و تا حدی نامرئی است اینه که ریتوریک برگرداندن ایران به عصر حجر نه از ذهن یک انسان امروزی بلکه از ذهن انسان عصر حجری می آید. به عبارت دیگر، ترامپ، پیت هگست و دستگاه او یک ساختار قرن حجری دارد. در این ساختار همه چیز زیر پاه می شود. هیچ شرف و عزتی در کار نیست. تمام استاندارد های انسانی و اخلاقی زیر پاه می شود. اندک حس نجابتی در کار نیست که هیچ حتی با کمال نهایت بی شرمی از آن با فخر فروشی یاد می کنند. چنین مردمی و در چنین ساختار به هیچ چیز پابند نیستند جز پرکردن جیب شان از طریق دزدی، غارت و قولدوری. پیش چشم مان می بینیم که اخیرا در ونزویلا چه اتفاق اتفاد. در بستر کلانتر، ترامپ و دارو دسته اش بخشی از یک ساختار معیوب و مریض نیولیبرال و نیوکانسروتیسم طماعی است که توسط تایکون ها، بیلیونرها، و پلوتوکرات ها اداره می شوند -- اما با روکش موکراسی. 

بدینصورت، زیاد قابل تعجب نیست که از ترامپ و دم و دستگاه او بشنویم ایران و هر کشوری دیگری را بخواهند به عصر عجری که خود ذهنا در آن قرار دارند برگردانند. این ذهنیت استعمار است. ترامپ آن را علنی اعلام می کند اما بصورت تاریخی اکثر حاکمان آمریکا و در کل غرب چنین ذهنیت به دنیای شرق و خصوصا جهان اسلام داشته اند. ما نمونه اش را در عراق، لیبی، و سوریه دیدیم.

۱۹ بهمن ۱۴۰۰

دچار اوهام تاریخی

در افغانستان، مردم بصورت تاریخی دچار اوهام بودند و هنوز هستند. همه به این فکر بودند که افغانستان از لحاظ ژئوپولیتیکی جایگاه منحصر به فردی دارد که قدرت های مثل آمریکا می خواهد آنجا را به پایگاه شان تبدیل کند. سرمنشا این اوهام به قرن نزده و رویا روی روسیه و انگلیس برمیگردد که معروف به "بازی بزرگ" است. کتابی در این زمینه نوشته شده است توسط Peter Hopkirk که بسا قابل خواندن است. 

در سراسر قرن بیستم، مردم افغانستان خود و کشور شان را تقریبا از این نگرش دیدند و درک کردند. حتی در قرن بیست و یکم، هنوز خیلی ها بر اهمیت نگرش "بازی بزرگ" پافشاری کردند و اهمیت تاریخی افغانستان را بصورت تاریخی توجیه کردند. نمونه این نوع نگاه نادرست را می توان در مصاحبه حمدالله محب دید که گفته است تا آخرین لحظه او و غنی و حلقه ای خاص قدرت، باور نداشتند آمریکا افغانستان را ترک می کند. فکر می کردند افغانستان جایگاه مهمی در بازی های منطقه خواهد داشت. 

حقیقت این است که افغانستان هیچ اهمیتی برای قدرت های غربی ندارد جزء ترس از تبدیل شدن کشور به پایگاه های گروه های تروریسی. حتی همان را هم تصمیم گرفتند از طریق درون (drone) از خلیج فارس کنترول کنند. موضوع زن و حقوق اقلیت ها فقط یک جوک است. نه جو بایدن و نه سیاستمداران دیگر به این چیزها باور دارند و نه هم روی این هزینه خواهند کرد. آنها فقط اسباب مهمی خواهد بود برای روزی که اگر نیاز ببینند دوباره مداخله بکنند.

۱۷ فروردین ۱۳۹۴

ژاکت گلدار و شلوار رنگی عبدالله عبدالله

این عکس را جان کری از دیدارش با اشرف غنی و عبدالله عبدالله در کمپ دیوید در تویترش نشر کرده بود. وقتی این عکس را دیدم، مرا واداشت تا به دنبال ویدیواش بگردم. می خواستم ببینم عبدالله عبدالله که با ژاکت گلدار و شلوار آبی رنگ چطور دیده می شود. یک لحظه خواستم به جایی عبدالله من از لباس پوشیدنش خجالت بکشم.
این مرد از بسکه فکر و ذکرش به لباس، موی و کفشش است کدهای نگفته ای دیدارهای دیپلوماتیک را از یاد برده بود. در کمپ دیوید، ظاهرا قرار نبوده که کراوات ببندند اما غیررسمی اش هم این طور نیست که لباس های رنگی و شیک بپوشند. حقیقت این است که بیشتر از این نمیشود از او انتظار داشت. وقتی به حرفها و قول های تو خالی او، و سبک لباس پوشیدن او فکر می کنم بالآخره به این نتیجه می رسم که او بیشتر از این نمی توانست بشود. در سفر آمریکا، آقاي عبدالله ظاهرا مغلوب فریبندگی های ظاهری قضایا شده بود - شاید هم کیف كرده باشد. اما کسی که بیشتر حرفش خریدار داشت اشرف غنی بود، عبدالله در سایه غنی نقشش كمرنگ شده بود. فکر نمی کنم کسی او را جدی گرفته باشد. صحبت های معدودی که هم داشت چیز جالبی درش نبود.

۳ فروردین ۱۳۹۴

مقالهء اشرف غنی و عبدالله در واشنگتن پست

مقاله ای با عنوانی "اهمیت اتحاد افغانستان و آمریکا" توسط اشرف غنی و عبدالله عبدالله در ۲۰ مارچ در روزنامه واشنگتن پست نشر شده است که در آن هر دو رهبر از عملی ساختن تعهدات حکومت وحدت ملی سخن می گویند. مقاله به مخاطب خاصی آمریکایی - مردم و دولت - نوشته شده است و حس خوبی به خواننده می دهد که سرانجام کسانی هستند که از کمک های بیدریغ آمریکا قدردانی می کنند اما در حین حال میخواهند وقار شان را حفظ کنند. این نوع زبان دیپلوماتیک در تاریخ روابط دو کشور بی سابقه است وقتی به ۱۴ سال گذشته، خصوصا اگر رفتارهای حامدی کرزی را در نظر بگیریم. 

۲۸ اسفند ۱۳۹۳

مردی که در حاشیه از خشم می ترکد

نیویورک تایمز در شماره امروزش مقاله ای در مورد جنرال عبدالرشید دوستم نشر کرده که از هرجهت خواندنی است. برخلاف انتظار، مقاله شرح خنده داری است بر مردی که اکنون به حاشیه رانده شده است و حرف او را کسی نمی شنود. حس همدردی و تأسف از همان آوانی که آقای دوستم طبل همکاری با اشرف غنی را نواخت، در اذهان بعضی ها ریشه دوانید، اما آقای دوستم چاره ای نداشت جز اینکه به قولش وفا کند. او اگر کار دیگری می کرد شاید افغانستان الان وضعیتش طور دیگری بود. 

۳۰ بهمن ۱۳۹۳

اهل حق چه کسانی هستند؟

امروز به ویدیوی تظاهرات هزاره ها نسبت به ترکیب کابینه اشرف غنی برخوردم. هزاره ها اعتراض کردند که حق شان پایمال شده است. من فکر می کنم هزاره ها به جایی اینکه به خیابان ها سرازیر شوند باید جلو درب خانه های رهبران شان تجمع کرده علیه آنها اعتراض کنند. تنها تبعیض علیه هزاره ها نیست که با آن این قوم دست و پنجه نرم می کنند بلکه خیلی از عناصر دیگر دخیل استند که باید به آنها پرداخته شوند. این نوع اعتراضات نه تنها به سود هزاره ها نیست بلکه باعث سبکی و نمایانگر نپختگی و ناآزمودگی سیاسی آنهاست.

۲۶ آذر ۱۳۹۳

علل ریشه ای حملات طالبان بر یک مدرسه در پیشاور

حادثه ای که دیروز در پیشاور رخداد دردناک است. هیچ توجیهی برای چنین حمله وحشیانه به مدرسه ای که در آن بیش از 140 تن – اکثرا کودکان - کشته شدند وجود ندارد. اما بیایید این قضیه و قضایای مرتبط به این گونه حملات را یکسویه ننگریم. از دیروز تا حال من به مطبوعات غرب سر زدم تا یک تحلیل پرجانبه و بی طرفانه بخوانم اما دریغ از یک تحلیل همه جانبه در این باره. سوال اینجاست که چرا تنها با قربانیان این حادثه همدردی کنیم؟ سوال بعدی این است که دلیل ریشه ای این نوع حملات توسط طالبان بر افراد بیگناه چیست؟ برای اینکه به این پرسش ها پاسخ پیدا کنیم به پیام سخنگوی طالبان پاکستان در قبال این حمله توجه کنیم که گفت:"ارتش دست به اذیت و آزار خانواده های مان زده اند و ما با این حمله خواستیم به ارتش پاکستان بفهمانیم که از دست دادن عزیزان شان چقدر دردناک است."

۱ آذر ۱۳۹۳

چرا ایجاد مرکز اسلامی 'ملک عبدالله' در کابل پراهمیت است؟

اخیرا خبرهای در باره اینکه دولت آل سعود برای ایجاد یک مرکز اسلامی در کابل چک سفید امضاء کرده است در صفحات وب منتشر شد. این مرکز قرار است در تپه "مرنجان" در زمینی به مساحت 119 هزار متر مربع ساخته شود که ظاهرا با خوابگاهی با 5000 هزار نفر ظرفیت و 15000 هزار نفر نمازگزار در نوع خود کم نظیر خواهد بود. افغانها، خصوصا آنانیکه در سایت های اجتماعی حضور دارند عکس العمل های آمیخته با قهر - برخی هم هرچند اندک - و خوشی استقبال کردند. گذشته از نگرانی ها، از اقدام دولت عربستان باید استقبال کرد.

با نگاهی گذرا، من به این نتیجه رسیدم که اکثر آنانیکه علیه قرارداد ساخت مرکزی اسلامی "ملک عبدالله" برخروشینده اند هزاره ها هستند و در میان آنان هم عده ای هستند که یا غیرهزاره اند اما شیعه و یا غیرهزاره اند دموکرات.

contact

نام

ایمیل *

پیام *