امروز روز فرهنگ هزاره است. چندین روز مانده به این و چندین روز بعد از آن، هزاره ها در مورد فرهنگ هزاره صحبت می کنند، با هم دعوا و جنجال می کنند که کدام درست است و کدام نیست. خلاصه کلام همه این حرف ها میمون و فرح بخش است.
در باره فرهنگ و ساختن فرهنگ هزاره هرچه صحبت شود کم است. اهمیت این روز این نیست که فرهنگ هزاره را تجلیل کنیم، اهمیت اش این است که مردمان هزاره فرصت صحبت کردن در باره فرهنگ خود دارند. قبلا، این فرصت از آن ها گرفته شده بود.
مهم این نیست که دختر و بچه هزاره چه می پوشد که هزارگی خاص باشد مهم تفکر و طرح و برنامه ریزی آن است. مهم این است که در اجتماع حضور پیدا می کنند. دیده می شوند.
یک عده ای دیگر آمده اند قضاوت کرده اند که فرهنگ هزاره ها ساختگی است. جان برادر و خواهر! همه فرهنگ ها ساختگی است. کدامش نیست؟
از زمانیکه انسان ها روی این کره ی خاکی عرض وجود کرده اند به ساختن فرهنگ مشغول بودند و هستند و خواهند بود.
هزاره ها هم فرهنگ می سازند. در این پروسه ممکن است گزینشی عمل کنند اما فرهنگ سازی می کنند. فرهنگ ساخته میشه، تولید میشه و بعد تکثیر و بالآخره بازتکثیر.
خوب ممکن است پرسیده بشه که آن فرهنگ های که 50 سال پیش بود چطور؟
آنها بخشی از تاریخ است. مربوط به همان دوره و مردمی که زیستند. بعضی از آن تاریخ را نمی شود همانطور امروز تمرین کرد مگر بازبینی و بازتولیدی صورت گرد. پویایی فرهنگی همینه: قابلیت بازتولید را داشته باشه. بعضی فرهنگ ها را نمی شود بازتولید کرد. بعضی های دیگر ثابت می ماند. بعضی های دیگر نه تنها ظرفیت بازتولید را ندارد بلکه به کلی فراموش می شود.

