۴ بهمن ۱۴۰۴

مصاحبه با سیماسمر

گفتگو با دختر خورشید

زهرا: من سردردم.
سیما سمر: غصه نخور. خیلی های دیگر سردرد است. ما باید فراموش نکنیم در همین لحظه میلیون ها نفر سردرد است
زهرا: من درد سرم فرق دارد. تنها فیزیکی نیست. روحی و روانی است. من که سردردم یک عالم رنج را دیگران بر من تحمیل کرده. هر روز لت و کوب می شوم. به خاطر که من زنم. به خاطر که من فرق دارم از دیگران.
سیماسمر: اصلا موافق نیستم. همین لحظه خیلی های دیگر در کشور هستند که همین مشکل تو را دارند.
زهرا: خوب هزاره ام. مشکل من چند برابر است. 
سیماسمر: تنها هزاره نیست که از سردردی رنج می برد. پشتون ها و تاجیک ها همه سردردند.
زهرا: خوب مرا به خاطر هزاره بودنم به این روز رساندند.
سیماسمر: خوب دخترای لغمان و پکتیا را ببینید. آنها هم مشکل دارند.

سیما سمر داستان زندگی خودش شنیدنی است و دیگر هیچ. در این سن و سال فقط صدای خود را می شنود. او را همانطور که هست باید پذیرفت. آغی جو را باید دستش بوسید و ازش نپرسید که وضعیت هزاره ها تحلیل کند ورنه تحلیل او همیشه مریخی است.

0 comments:

ارسال یک نظر

contact

نام

ایمیل *

پیام *