‏نمایش پست‌ها با برچسب سیماسمر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیماسمر. نمایش همه پست‌ها

۱۳ بهمن ۱۴۰۴

سیماسمر! ای دریغا درک و فهم!

صدقه درک و فهم بسیط و عمیق این خووار شونوم. نکته های ریزی را متوجه شده است. از جمله نارسیسیسم (خودشیفتگی) در سیماسمر. کاش سیما یک دهم درک این خووار را داشتی.

۱۰ بهمن ۱۴۰۴

سیماسمر و حرف های غیرقابل دفاع او

یک نوشته در اطلاعات روز خواندم. خیلی منسجم و مستدل همراه با یک سری زیرعنوان های نغز --به گفته تاجیکی ها-- که فکر می کنم حضرت هوش مصنوع هم در کار بوده است که بماند.

چیزی که توجهم را جلب کرد زبان خشمی بود که سراسر و خصوصا در پایان نوشته آمده بود. عکس العمل در برابر سخنان دختر خورشید را باید طبیعی دانست. جامعه هزاره یک جامعه بیدار و نقاد است ورنه می شدیم پشتون و تاجیک و ازبیک. شما دیده اید چند تا روشنفکر پشتون اعمال تالبان را نقد کرده اند؟ بروید وب سایت های شان را ببنید. پر است از پروپاگند. بروید ویکی پدیای پشتو را ببینید. ولع آدم می آید. نه منبعی و نه نقدی. سراسر پروپاگندا و دروغ. کسی هم نیست که ویرایش و کنترول داشته باشد. این را در بستر کلان بگیرید. جامعه روشنفکری پشتون در چه وضعیتی است.

خوب هزاره ها فرق می کند. عکس العمل در برابر سخنان سیماسمر اگر تندتر از این نباشد کندتر نباید باشد. یک عمر جوانان هزاره در پایتخت های جهان تظاهرات کردند، لابی کردند تا درد و رنج آنها رویت بگیرد و یک روایت ثابت پیدا کند. ادارات کوچک در سطح شهر و شهرداری و محل در بعضی کشورها نسل کشی هزاره ها را به رسمیت شناخته اند. 

توقع می رود که دختر خورشید اگر نسل کشی هزاره ها را به زبان نمی آرد یا از روی کراهت یا از روی لجاجت و یا از روی جهالت حداقل خاموش بنشیند و در پی تضعیف آن نباشد. درد مردم را تازه نکند. 

کارنامه درخشان او را نباید فراموش کنیم.میدانیم که صدها مکتب و کلینیک ساخته است. آنها همه با کمک های خارجی بوده اند. 

کارنامه دوران جمهوریت او را ببینیم. سیماسمر در بیشتر از یک دهه ریاست کمسیوین حقوق بشر را در دست داشت. فرصت داشت که نسل کشی هزاره ها را مستند می کرد. کرده است؟. اگر این کار را کرده است، نتیجه اش کجاست؟ شنیدیم که گفته است دولت/کرزی نگذاشت گزارش بیرون داده شود. الان که نه دولتی است و ترسی متوجه جناب عالی است. چرا نشرش نمیکند؟ نشود این ادعا هم شبیه ادعای تاریخ 5 هزاره ساله باشد.

مهمتر از همه سوال اینه: آرشیف کمیسیون کجاست؟ آرشیف آن مستندسازی در کجاست؟

شهرزاد اکبر دو سال در راس آن اداره بود. حالا یک نهاد فعال حقوق بشری را در دیاسپورا اداره می کند. پروژه می گیرد و کارهای خوب انجام می دهد.

خوب، دختر خورشید! تو که در راس یک نهاد بودی، در طی 16 سال یا بیشتر از آن، با روسای کشورهای جهان سلام علیک داشتی، با استفاده از روابط ات، چرا تا حال نتوانستی و نخواستی یک نهاد حقوق بشری در دیاسپورا ایجاد کنی؟ میدانی که در دنیای غرب، سرمایه همان روابط ماست. تو را ما به اضافه آن روابط/سرمایه اجتماعی ات قبول داریم. الان به آن روابط نیاز داریم. کجاست آن همه کار و شبکه سازی؟ این رابطه ها برای ما سرمایه است. کجاست این سرمایه ها؟ یا اشتباه می کنیم. توقع مان بیجاست؟

از حقوق بشر طوطی وار صحبت کردن حالا عادت شده است. اصلا درکی از اساسات حقوق بشری داری؟ این حقوق هزاره بخشی از حقوق بشر نیست؟

شهرزاد اکبر الان بودجه های کلان کلان گرفته و فعالیت حقوق بشری انجام میده. کارهای که او می کند تاثیر مستقیم بر زندگی مردم دارد. تو چه کار میکنی این روزها؟ مهمانی خوری؟ ریشخند کردی، بابا!

خوب مکتب ساختی و شفاخانه ساختی. ساختمان را پولش دیگران بدهند همه بالا می آورند. نیمی از جمعیت جوانان هزاره در دایکندی و بامیان زیر سایه درختان یا در گرمای سوزان درس خواندند. الان مردان و زنان دایکندی کوه ها را می کنند تا برای خود شان سرک جور کنند. در سراسر هزاره جات مردم بند آب می سازند و ساختمان های مکاتب را اعمار می کنند. همه با کمک های مردمی. جناب عالی در کجایی این جنبش خودجوش با کمک های خودی/ مردمی قرار داری؟

سیماسمر و کارهایش باید نقد شود اما همزمان از کارهای درخشان او یاد کنیم و ازش قدر کنیم. در ضمن این نکته را هم به او برسانیم که تضعیف تلاش های جوان هزاره در دیاسپورا نسبت به شناسایی نسل کشی هزاره ها یک امر وقیح و وحشتناک و غیری انسانی است که جز کمک به انکار و تداوم رنج هزاره ها چیز دیگری در پی ندارد. این باید خاتمه بیابد.

۴ بهمن ۱۴۰۴

مصاحبه با سیماسمر

گفتگو با دختر خورشید

زهرا: من سردردم.
سیما سمر: غصه نخور. خیلی های دیگر سردرد است. ما باید فراموش نکنیم در همین لحظه میلیون ها نفر سردرد است
زهرا: من درد سرم فرق دارد. تنها فیزیکی نیست. روحی و روانی است. من که سردردم یک عالم رنج را دیگران بر من تحمیل کرده. هر روز لت و کوب می شوم. به خاطر که من زنم. به خاطر که من فرق دارم از دیگران.
سیماسمر: اصلا موافق نیستم. همین لحظه خیلی های دیگر در کشور هستند که همین مشکل تو را دارند.
زهرا: خوب هزاره ام. مشکل من چند برابر است. 
سیماسمر: تنها هزاره نیست که از سردردی رنج می برد. پشتون ها و تاجیک ها همه سردردند.
زهرا: خوب مرا به خاطر هزاره بودنم به این روز رساندند.
سیماسمر: خوب دخترای لغمان و پکتیا را ببینید. آنها هم مشکل دارند.

سیما سمر داستان زندگی خودش شنیدنی است و دیگر هیچ. در این سن و سال فقط صدای خود را می شنود. او را همانطور که هست باید پذیرفت. آغی جو را باید دستش بوسید و ازش نپرسید که وضعیت هزاره ها تحلیل کند ورنه تحلیل او همیشه مریخی است.

۶ آذر ۱۴۰۴

یادداشت هایی سیماسمر

امروز یادداشت های روزانه آغی کلو سیماسمر را در زبانی آلمانی در اشپیگل یافتم و یکش را با زور دکشنری تمام کردم. 15 سال از آن سالهای می گذرد که من آلمانی را بهتر از عربی و آسپانیایی صحبت می کردم، تور می دادم و متن می خواندم و ترجمه می کردم. وقتش است که برگردم و تجدید ذهن کنم. عمر کوتاه است نمی خواهم آلمانی کاملا فراموشم شود. حداقل یادداشت های آغه کلون از مو که خاک پای شی سرمه چی مون از مو شونه ره به آلمانی می خوانم.  

contact

نام

ایمیل *

پیام *