‏نمایش پست‌ها با برچسب جام جهانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جام جهانی. نمایش همه پست‌ها

۳ تیر ۱۴۰۵

جام جهانی و فرصت تحقیر استعمارگران دیروز

امیر، خواهر زاده ام، یک دایهارد فوتبال به تمام معناست. او طرفدار تیم های اروپایی است. مثلا از آرژانتین و فرانسه و آسپانیا حمایت می کند. او 11 سالش است. اکثر بازیکنان را با جزییات می شناسه چیزی که من کم میارم.

در این دو سه روز چند تا بازی را زنده دیدیم البته با کمک وی پی ان ورنه باید 85 دلار می پرداختیم به کورپورت ها و شرکت های که نشر زنده بازی های را انحصار کرده و می خواهند از این طریق جیب های شان را فربه تر کنند و چند اونسی به طمع و خودخواهی بیافزایند تا بتوانند قدرت بیشتری کسب کنند. پلوتوکرات ها و طبقه سروتمندانی که هزار و یک رقم راه و چاه برای سرگرمی دارند و پیدا می کنند اما هنوزم با نهایت حرص و طمع می خواهند سرگرمی فقرا و مستمندان را که فقط با یک توب ممکن است به فرصت برای کسب سرمایه "مردار" تبدیل کنند. البته خوب این را هم فراموش نکنیم که خود فیفا به باند مافیایی درآمد زایی تبدیل شده است. بهرحال.

امیر از من می پرسه: "دایی، چرا از فرانسه و آسپانیا و آرژانتین طرفداری نمی کنی؟"

می پرسم: "چرا حمایت کنم، عزیزم؟"

جواب میده: "چون در آن تیم ها، ستاره هاند. مثلا امپاپه، لمین یمال، و میسی."

"آها."

بعد می پرسم: "میدانی چرا من مخالف همه این تیم های قدرتمند اروپایی ام؟"

میگه: "نه."

"چون وقتی یک تیم کوچک از یک کشور کوچک و فقیر آفریقا میاد مقابل یک تیم قدرتمند اروپایی قرار می گیره و بازی را می برد، هیجان داره."

میگه: "هیجانش چیه؟"

میگم: "تیم قدرتمند تحقیر میشه. من فقط این بخشش را دوست دارم."

"آها."

اضافه می کنم: " یک دلیل دیگر هم است که من از تحقیر شدن آنها حظ می برم"

می پرسه: "چیه؟"

میگم: "آن مسیله ی تاریخی است. مثلا همین کیپ وردی را ببین. نزدیک 500 هزار جمعیت داره. بیش از 500 سال، تا همین 1975، مستعمره پرتغال بود."

"یا همین غنا را ببین. تا 1957 مستعمره انگلیستان بود. دیروز تیم استعمارگر کهنه انگلیس نتوانست دروازه غنا را باز کند. این خودش یک تحقیره." 

امیر می پرسه: "که چه"

میگم: "حقارت استعمارگران دیروز یک نوع انتقام جویی است."

"آها."

می پرسه: "مستعمره چیست؟"

"چم دایی!" ادامه میدم "مستعمره کشوریه که مورد استعمار قرار گرفته. استعمار یعنی که یک کشور قدرتمند بیاد میهن ات را با زور اشغال بکنه و منابع طبیعی آن را بدزده و از مردم آن بهره کشی بکنه، آزادی را از تو بگیره، و هر جوری دلش شد ستم بکنه و تو نتوانی بپرسی چرا."

ادامه میدم "به همین خاطر، وقتی آن کشورها میاد مقابل تیم های اروپایی قرار می گیرند و از خوردن گل جلوگیری می کنند، من حس می کنم آنها یک نوع انتقام می گیرند - چون تیم قوی تحقیر میشه. اینش مهمه چون هیجان داره"

بعد همانطور که در صفحه ی تلویزیون به دنبال توپی که از این طرف به آن طرف با لگد بازی کنان دور می شود با هم خیره می میشیم، می بینم که امیر خاموش است، مثل اینکه به فکر فرورفته. نمیدانم او غرق فکر کردن بازی است یا در باره چیزهای که صحبت کردیم دارد فکر می کند.

contact

نام

ایمیل *

پیام *