رادیو آزادی بهتر بود که به نام رادیوی صدای پشتون ها تغییر نام می کرد. در سال ۲۰۰۳ که من در رادیو آزادی کار میکردم، در اوایل ما تنها چهار نفر هزاره بودیم بقیه همه پشتون و تاجیک بودند به غیر از رئیس اداری و یک گارد دم دروازه که ترکمن بودند. سرویس های بخش ازبیکی و ترکمنی هرکدام یک نفر کارمند داشتند. در آخر سال ۲۰۰۳ فقط دو کارمند هزاره باقی ماندند. بقیه را به روشهای مختلف، از جمله تبعیض سیستماتیک و انکار، نیرنگ و فریب از رادیو اخراج کردند. آن زمان احمد تکل رئیس رادیو آزادی در افغانستان بود. او همراه با یک گروه از مدیران که اکثرا پشتون بودند در پراگ جمهوری چک برنامه پشتون محوری و هزاره ستیزی را پیش می بردند. آنها هیچ تمایلی به استخدام هزارهها نداشتند.
یکی از موفق ترین خبرنگاران بخش فارسی رادیو آزادی بصیر بیگزاد بود. او یکی از بی پرواترین خبرنگاران بود که گاهی برای تهیه گزارش به مناطق ناامن سفر میکرد. گزارشهای او عمق و پیچیدگی خاصی داشت و به جزئیات دقیق پرداخته و دیدگاههای مختلف را بررسی میکرد، بهطوریکه درک عمیقی از موضوعات مختلف را به شنونده نشان میداد.
باری، بصیر از هرات به کابل آمده بود. در آن سال، حقوق بعضی خبرنگاران، بهویژه کسانی که از مناطق ناامن گزارش تهیه میکردند، افزایش یافته بود. رئیس رادیو آزادی یک روز او را به دفترش دعوت کرده و گفته بود: "بصیر، تو یکی از بهترین گزارشگران ما هستی، هیچ کس نمیتواند تو را جایگزین کند. ما میخواهیم قدر تو را بیشتر بدانیم. تقاضا کن که حقوقت دو برابر شود. در تقاضانامهء خود بنویس که اگر این درخواست پذیرفته نشود، استعفا خواهی داد. این کار رادیو را مجبور میکند که به خواسته ات تن دهد چون نمی خواهد تو را از دست دهد."
بعدها بصیر به من درد دل کرد که: "من سردرگم بودم که چه کار کنم، اما در نهایت درخواست را نوشتم و فرستادم." فردای آن روز ایمیلی دریافت کرد که در آن نوشته شده بود: "ما استعفای تو را پذیرفتیم. خداحافظ." بصیر از دسیسههای قبیله گرایانه پشتونها در رادیو آزادی بیخبر بود.
آخرین هزارهای که در رادیو آزادی کار میکرد، احمد بهزاد بود. او یکی از باسوادترین ژورنالیستهای بخش فارسی رادیو بود و تسلط زیادی بر ادبیات فارسی داشت که او را از بسیاری از همکارانش متمایز میکرد.
یک روز، مدیران پشتون تبار رادیو آزادی تصمیم میگیرند احمد بهزاد را اخراج کنند. دلیل؟ او در یک وبلاگ فارسی زیر یک مطلب کامنت نوشته بود. اینکه که چه نوشته بود مهم نیست. به بهزاد گفته بودند: "تو حق نداری در وبلاگها پیام بگذاری چون کارمند رادیو آزادی هستی." او نزدیک بود بدون هیچ دلیل اخراج شود اما نشد. بهزاد بعدا خودش از ولایت هرات به پارلمان کاندید کرد و دوره پانزدهم و شانزدهم از ولایت هرات نمایندگی کرد.
این بود وضعیت رادیو آزادی؛ جایی که از فساد اخلاقی و مالی گرفته تا تبعیض، فریب و نیرنگ، همهچیز در آن غرق بود.
اکنون تنها یک هزاره در رادیو آزادی مشغول به کار است و بقیه عمدتاً پشتون و تاجیک هستند. حتی بخش فارسی رادیو آزادی نیز به دست پشتونها اداره میشود. اگر این بنگاه خبررسانی بسته شود به نفع انسانیت خواهد بود.
نوشته های مرتبط:
گزارشهای مغرضانه رادیو آزادی و هزارهستیزی در افغانستان (قسمت 3)
دزدی در رادیو آزادی (قسمت 2)
پایان کنترل تبارگرایان بر بنگاه های خبری (قسمت 1)
0 comments:
ارسال یک نظر