صبح ساعت 5 بلند شدم. سرتیتر اخبار در وبسایت نیویورک تایمز را مرور می کردم. چشمم به یک شعر خورد. عنوانش این بود: "به دنبال خرد در شعر." عنوان جذابی بود. باز کردم. تنها شعر نبود. اجزای مکمل شعر بود. به این معنی که شعر را از نگاه ساختاری و معنی بررسی کرده بود. شعر خودش زیبا نبود چیزی که جالب بود کالبدشکافی بدنه شعر، ایما و استعاره ها و ریتم آن بود. چیزی جالب تر اینکه یک تمرین در اخیر مانده بود که با انجام آن شعر در ذهن ثبت شود.
آن شعر را اینجا میگذارم:
چند قانون از وندی کوپ
ترجمه اولیه توسط شیخ گوگل ترانسلتور با تغییر و تصحیح شیخ نسیم
اگر موتر دارد "تق و پق"* می کند، توقف کنید
یا اگر خورشید شما را کور کرده است.
وقتی مست هستید به ایمیل ها پاسخ ندهید.
چیزی با خشم رها می کنید. غرق شده اید.
غیرقابل جبران است آنچه امضا شده است.
احساس میکنید که روحتان "تق و پق" میکند.
صورت تان را با کثافت های بسیار پنهان نکنید،
به خصوص اگر پیر و چروکیده باشد.
وقتی مست هستید به ایمیل ها پاسخ ندهید.
با سی سال آشغال زندگی نکنید
آن چیزهای گرانبهایی که هرگز پیدا نخواهید کرد.
اگر موتر دارد "تق و پق" می کند، توقف کنید.
دلبسته ی یک آدم خوش قیافه نشوید،
هر چقدر هم ثروتمند باشد، مگر اینکه مهربان باشد.
وقتی مست هستید به ایمیل ها پاسخ ندهید.
از این نظر، من مثل یک راهب هستم:
من به چند قانون نیاز دارم که باید در نظر داشته باشم.
اگر موتر دارد "تق و پق" می کند، توقف کنید.
وقتی مست هستید به ایمیل ها پاسخ ندهید.
* تق و پق یک عبارت عامیانه است که ترجمه تقریبا دقیق clunk است. تق صدای شکستن را گویند و پق صدای از کار افتادن و نفس آخر زدن.
