امروز یک آهنگ تازه اما بی مزه از حمید سخی زاده را شنیدم. شعرش کاملا کج معنی و برکنده از جامعه و تاریخ هزاره است. شاعرش یک غیرهزاره است. وقتی یک غیرهزاره می خواهد جایگاه هزاره را در بتن جغرافیایی افغانستان از طریق شعر ترسیم کند، هزاره ها همیشه بی خانه و مهاجر ترسیم می شوند. قلم و دمبوره ما را فقط قبول دارند. کاش همان را قبول می داشتند. در مدارس ما را با حملات انتحاری هدف قرار می دهند.
این شعر زشت را بخوانید:
در و دیوار خانه پک شی از تو
قلم از مو فقط دمبوره از مو
زر و زور زمانه پاک شی از تو
نگار مکتبی گلچهره از مو
این ابیات تنها بی مزه و کج معنی نیست بلکه زشتند چون برکنده از جامعه و تاریخ هزاره است. مانند این می ماند که در آمریکا از یک سفید جمهوری خواه و برتری طلب تقاضا کنید یک شعری در مورد بردگی سیاهانی بنویسد که شاید بابا و اجداد آن سفید یکی از کسانی بوده اند در سیستم برده داری دخیل و سهم داشته اند.
این شعر خلاصه اش این است: خانه، سرزمین، سرمایه، قدرت همه مال غیر هزاره ها جز قلم و دمبوره. بیگانه سازی هزاره ها که جزء نسل کشی است به شیوه های مختلف صورت خارجی پیدا کرده و می کند.
0 comments:
ارسال یک نظر